[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات زیر چاپ::
DOI::
OPEN ACCESS::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
آمار نشریه
مقالات منتشر شده: 660
نرخ پذیرش: 21.9
نرخ رد: 78.1
میانگین داوری: 307 روز
میانگین انتشار: 630 روز
..
آمار عمومی نشریه
آمار عمومی نشریه
..
تعداد دورها                          23
تعداد شماره‌ها 83
 تعداد مقالات 4001
 تعداد مشاهده مقاله 11748252
 تعداد مقالات ارسال شده در یکسال اخیر 3230
 تعداد مقالات پذیرفته شده  637
 درصد پذیرش 30
 زمان پذیرش (روز) 120
 تعداد پایگاه های نمایه شده 9
 h.index 3
میانگین بازه زمانی فرایند داوری 30
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
۱۵ نتیجه برای رحیمی

یوسف قویدل رحیمی،
دوره ۱۲، شماره ۳۷ - ( ۹-۱۳۹۳ )
چکیده

چکیده در این مطالعه داده‌های دمای حداقل مطلق سالانه دمای روزانه ایستگاه سینوپتیک مهرآباد تهران طی دوره آماری ۱۹۵۱ تا ۲۰۱۰ میلادی به مدت ۶۰ سال مورد استفاده قرار گرفته است. در این مطالعه از روش‌های رگرسیون (لگاریتمی و پلی نومیال) و آماره من- کندال برای آزمون معنی‌داری روندهای تغییرات سری‌های دمایی، استفاده شده است. نتایج کلی این تحقیق مبین تغییرات معنی‌دار در روند بلندمدت دماهای فرین حداقل تهران است. دماهای فرین حداقل تهران از سال ۱۹۷۰ به بعد تحت تأثیر پدیده آغاز سرد قرار گرفته و دچار تحول شده و روند رو به تغییر افزایشی را طی می‌کند. نتیجه آشکار سازی روند تغییرات دماهای فرین حداقل تهران مثبت است که این امر به معنی کاهش شدت سرمای زمستان و معتدل‌تر شدن آن می‌باشد. این مطالعه نشان داد که بهترین مدل برای پیش بینی آتی دماهای فرین حداقل تهران، مدل هالت- وینترز است. نتایج حاصل از پیش بینی دماهای فرین حداقل تهران نشان می‌دهد که دمای فرین حداقل تهران در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۲۰ به بالای صفر صعود خواهد کرد که این امر با توجه به روند صعودی معنی دار دماهای فرین حداقل تهران قابل انتظار بوده و نشان دهنده اقلیمی ملایم در زمستان‌های ۱۰ سال آتی است.
داریوش رحیمی، مهردیس داناپور،
دوره ۱۲، شماره ۳۸ - ( ۲-۱۳۹۱ )
چکیده

حجم منابع آب و دسترسی به آن از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری سازمان فضای جغرافیایی ایران است. این منابع آب به شدت به توده‌های ارتفاعی بالای ۳۵۰۰ متر، خط برفمرز دائمی و موقت وابسته بوده که نسبت بارش جامد به بارش سالانه، ماندگاری و ارتفاع برف در این میان سهم بسزایی دارند. بنابراین وجود روند کاهشی در هر کدام از شاخص‌ها مذکور حجم منابع و در دسترس بودن آن را محدود می‌کند. منطقه کوهرنگ در استان چهارمحال و بختیاری مهم‌ترین کانون آبگیر دائمی کشور می‌باشد. این منطقه به عنوان سرچشمه رودخانه‌های کارون و زاینده رود در طی سال‌های اخیر با کاهش نسبت بارش جامد به بارش سالانه، ارتفاع برف و حجم آب روبرو است. داده‌های اقلیمی و ارتفاع برف آن در یک دوره ۲۰ ساله به کمک روش‌های زمین آماری همبستگی، رگرسیون چند متغیره و تحلیل‌های عاملی تحلیل گردید. با توجه به روش‌های استفاده شده دمای متوسط روزانه، دماهای خشک و تر ساعت ۹ صبح به ترتیب با ۶۴۷/۰-، ۶۴۰/۰ – و ۶۵۲/۰- همبسته بودن بیشترین تأثیر را بر ارتفاع برف دارند. آستانه ذوب برف در هرکدام از این شاخص‌ها از ۰۸/۲ درجه سانتی‌گراد در ساعت ۶ به ۸۲/ ۳ در ساعت ۱۲ و ۶۲/۶ در ساعت ۱۸ به وقت محلی افزایش می‌یابد. مقدار ویژه ۶۰۸/۱۰ و تبیین بیش از ۷۵ درصد واریانس بیانگر نقش مهم این عناصر بر ارتفاع برف می‌باشد. روند افزایشی دما در این منطقه (۲۷۵/۴Z=) تشدید ذوب برف و کاهش حجم منابع آب در دسترس رودخانه‌های کارون و زاینده رود را به دنبال داشته که تأمین آب و جایگاه این منطقه در توسعه‌ای منطقه‌ای از نظر وابستگی به منابع آب را دستخوش تغییرات ناگهانی می‌نماید
یوسف قویدل رحیمی، مهدی عالی جهان، روح الله اوجی،
دوره ۱۵، شماره ۵۰ - ( ۶-۱۳۹۴ )
چکیده

دو روش قطعی شامل توابع شعاع محور (آر بی اف) و روش عکس فاصله وزنی (آی دی دبلیو) و دو روش زمین‌آماری شامل روش کریجینگ و کوکریجینگ درون‌یابی، به منظور برآورد بارش سالانه ۲۹ ایستگاه سینوپتیک استان اردبیل، مورد آزمون قرار گرفتند. برای این منظور، از داده‌های ایستگاه‌های مختلف در سطح استان شامل ۴ ایستگاه سینوپتیک، ۱ ایستگاه کلیماتولوژی و ۲۴ ایستگاه باران‌سنجی، در یک بازه زمانی ۱۰ ساله (۲۰۰۵-۱۹۹۵)، استفاده شد. بررسی عملکرد مدل‌های فوق، با استفاده از روش اعتبار سنجی متقاطع و نیز شاخص‌های خطای میانگین انحراف خطا، میانگین قدر مطلق خطا و ریشه دوم میانگین مربع خطا، انجام گرفت. در نهایت، جهت شناسایی مناطق برآورد پایین و یا بالا برآورد هر مدل در سطوح ارتفاعی بالاتر از توزیع مکانی ایستگاه‌ها، خروجی هریک از مدل‌ها کنترل شد. نتایج نشان داد که مدل کریجینگ نسبت به سایر روش‌ها دارای خطای کم‌تری بوده و با نقشه توزیع ارتفاعی منطقه هم‌خوانی دارد. لذا روش مذکور، به‌عنوان بهترین روش برآورد بارندگی مناطق فاقد اطلاعات با اختلاف توپوگرافیک شدید استان اردبیل، تشخیص داده شد.


یوسف قویدل رحیمی، منوچهر فرج زاده اصل، داریوش حاتمی زرنه،
دوره ۱۵، شماره ۵۲ - ( ۱۰-۱۳۹۴ )
چکیده

در پژوهش حاضر ارتباط بین الگوی پیوند از دور دریای شمال-خزر با نوسانات دماهای حداقل ایران در یک دوره بلندمدت ۶۱ ساله (۱۹۵۰-۲۰۱۰) مورد بررسی قرار گرفته است. داده­های مورد استفاده در این پژوهش شامل داده ­های دمای ماهانه ۱۷ ایستگاه سینوپتیک ایران، داده­های الگوی پیوند از دور دریای شمال-خزر و همچنین داده ­های واکاوی شده ارتفاع ژئوپتانسیل، باد­مداری، باد ­نصف­النهاری و دما می­باشند. نتایج تحلیل همبستگی پیرسون به‌عنوان روش اصلی مورد استفاده در این پژوهش نشانگر وجود رابطه معنی­دار و مستقیم بین دمای حداقل ایستگاه‌های منتخب با الگوی پیوند از دور دریای شمال-خزر است که این امر حاکی از کاهش دما در فاز مثبت الگوی پیوند از دور دریای شمال-خزر و افزایش دما در فاز منفی می­باشد. از نظر زمانی، ضرایب همبستگی مورد محاسبه نشان از ارتباط بیش­تر و معنی­دار­تری بین دمای ایستگاه­ها و الگوی پیوند از دور دریای شمال-خزر در ماه­های ژانویه، مارس و فوریه است. در بین ایستگاه­ها، بیش­ترین میزان همبستگی ماهانه با ۳۴۹/۰ در ماه ژانویه مورد محاسبه قرار گرفت. تحلیل ضرایب همبستگی فصلی نیز نشان از تاثیرپذیری بیش­تر دماهای فصل زمستان با ضریب همبستگی معنی­دار ۲۷۳/۰ دارد. به لحاظ دوره‌ای نیز نتایج بیانگر ارتباط قوی­تر دوره­ی سرد اکثر ایستگاه­ها با الگوی مطالعاتی می‌باشند. ایستگاه زاهدان به­عنوان شرقی­ترین ایستگاه ایران، کم­ترین میزان همبستگی با الگوی پیوند از دور دریای شمال-خزر را از خود نشان داد که احتمالاً این امر به دلیل دوری آن از مرکز عمل دریای خزر می­باشد. تحلیل آرایش الگوهای جوی تراز ۵۰۰ هکتوپاسکال در فازهای منفی و مثبت نشان می­دهد که در فاز مثبت استقرار ناوه­ای عمیق بر روی دریای خزر، عراق، ترکیه و ایران و همچنین قرارگیری کشور ایران در بخش محور ناوه­ محل حداقل دما و از طرفی استقرار پشته‌ای بر روی دریای شمال و اروپا باعث انتقال دماهای سرد نواحی شمال اروپا و شمالگان به سمت ایران می­شود، اما در فاز منفی قرارگیری منطقه­ی مورد مطالعه در زیر محور پشته­ی مستقر بر روی ایران منجر به ایجاد جوی پایدار با وزش ضعیف مداری و دمای گرم شده و به این علت با وزش هوای گرم و خشک آفریقا، عربستان و در نهایت عرض­های پایین دمای ایران بالاتر می­رود.


یوسف قویدل رحیمی، داریوش حاتمی،
دوره ۱۶، شماره ۵۵ - ( ۹-۱۳۹۵ )
چکیده

در این پژوهش به تحلیل همدید بارش سنگین ۸/۶۶ میلیمتری منجر به سیل ۸ اسفند ۱۳۸۸ برابر با ۲۷ فوریه ۲۰۱۰ ایوانغرب پرداخته شده است. ابتدا از طریق داده های ایستگاه های زمینی بارش سنگین مذکور شناسایی شد. سپس با استفاده از داده های جوبالا و ترسیم نقشه های مربوطه، بارش سنگین ایوانغرب مورد تحلیل قرار گرفت. ترسیم و تحلیل نقشه ها حاکی از ایجاد گرادیان شدید فشار بین کم فشاردو هسته ای مستقر در غرب و شمالغرب و ایران مرکزی با پرفشارهای شمال دریای خزر از سمت شمال و پرفشار شمالشرق آفریقا از سمت غرب و جنوبغرب است.کشیده شدن فرود عمیق بر روی عراق ،عربستان و شرق مدیترانه در تمامی ترازها وقرارگیری ایران در قسمت شرق ناوه و زیر منطقه واگرایی بالایی، بالاسو بودن هوا در تمامی سطوح که موجب صعود هوا و ناپایداری شده، منفی بودن مقادیر پیچانه که نشان دهنده وجود ادی برای تمامی سطوح اتسمفری است ،به علاوه ضخامت زیاد جو در زمان رخداد بارش سنگین وهمچنین مثبت بودن مقادیر تاوایی در کلیه ترازها که گویای جریان واگرایی و صعودی هوا برای تمامی سطوح جو است از عوامل رخداد بارش سنگین بوده است. استقرار رودباد بزرگ جبهه قطبی بر روی غرب کشور و ادغام آن با رودباد مستقردر اروپا و مدیترانه ازسمت غرب و رودباد مستقردر غرب چین از سمت شرق موجب تشدید ناپایداری ها و ایجاد شرایط باروکلینیک برای ایوانغرب شده است.منابع عمده رطوبتی بارش سنگین ایوانغرب در سطوح۵۰۰ و ۷۰۰ هکتوپاسکال دریای مدیترانه و دریای سرخ می باشد،اما در ترازهای ۸۵۰و ۱۰۰۰دریای خزر نقش اصلی تامین رطوبت بارش سنگین را ایفا میکند. نقشه ها نشان دهنده ایجاد همگرایی و ادغام رطوبتی برروی غرب و شمالغرب ایران می باشند که از شرایط اصلی وقوع بارش های سنگین محسوب می شود.


یوسف قویدل رحیمی، منوچهر فرج زاده اصل، مهدی عالی جهان،
دوره ۱۷، شماره ۵۸ - ( ۶-۱۳۹۶ )
چکیده

اگر چه وجود یا عدم وجود تغییر اقلیم جای بحث دارد، اما تقریباً همه اقلیم شناسان گرمایش جهانی را به عنوان یک معضل و مخاطره اقلیمی قبول دارند. به دلیل اهمیت این موضوع، پژوهش پیش رو جهت ارزیابی میزان تأثیر گرمایش جهانی بر روی دماهای متوسط، به صورت ماهانه و دوره‌ای (سرد و گرم) انجام گرفته است. برای انجام این پژوهش از دو دسته داده، داده‌های دمای ۱۷ ایستگاه سینوپتیک کشور و مقادیر متناظر آن، داده‌های شاخص ناهنجاری‌های متوسط دمایی خشکی ها و اقیانوس های کره زمین طی بازه زمانی ۶۰ ساله (۲۰۱۰-۱۹۵۱) میلادی استفاده شده است. جهت انجام این پژوهش از روش همبستگی پیرسون برای محاسبه ارتباط بین داده‌ها، از روش رگرسیون خطی و پلی‌نومیال جهت تحلیل روند سری زمانی داده‌ها، برای نشان دادن پراکندگی مکانی همبستگی بین داده‌های دمای ایستگاه‌ها با گرمایش جهانی در سطح کشور از مدل زمین آمار و در نهایت جهت تشخیص معناداری روند تغییر دماها از آزمون ناپارامتری من – کندال استفاده گردیده است. با توجه به نتایج بدست آمده همه ایستگاه‌های مطالعاتی به غیر از ارومیه و خرم‌آباد روندی افزایشی در دمای متوسط را تجربه می‌کنند. بیش‌ترین تأثیر گرمایش جهانی از ماه آوریل تا اکتبر مشاهده می‌گردد که در این بین ماه‌های تابستان نسبت به سایر ماه‌ها از ضریب همبستگی بالاتری برخوردار بوده و نشان از افزایش دمای متوسط تابستانه دارد. فرآیند ذکرشده در بررسی‌های تحلیل سری زمانی و تغییر روند دمایی صورت گرفته نیز کاملاً مشهود بوده و تغیر روند صورت گرفته در بیشتر ماه‌ها کاملاً معنی‌دار بوده و تغیر در روند دمای متوسط صورت گرفته را تصدیق می‌کند. نتایج حاصل‌ از تحلیل‌های رابطه دمای متوسط دوره‌ های سرد و گرم با شاخص ناهنجاری‌های متوسط دمایی خشکی ها و اقیانوس های کره زمین گویای رابطه معنادار قوی دوره گرمایی نسبت به دوره سرد است. تغیر روند دمایی صورت گرفته در هر دو دوره مطالعاتی براساس نتایج حاصله کاملاً معنادار می‌باشند.
غلامحسین عبدالله زاده، سودابه رنجبری شاره، رضا علی رحیمی،
دوره ۱۷، شماره ۵۹ - ( ۹-۱۳۹۶ )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر پروژه‌های آبخیزداری بر کیفیت زندگی در نواحی روستایی شهرستان بابل انجام گرفته است. جامعه آماری تحقیق را ۵۲۲۵ نفراز سرپرستان خانوار در ۸ روستای هدف پروژه‌های آبخیزداری در شهرستان بابل تشکیل دادند که از طریق فرمول کوکران ۳۰۰ نفر به عنوان نمونه‌های این تحقیق انتخاب گردید. نمونه‌ها از طریق انتساب متناسب در بین سه گروه روستا با اقدامات پیشرفته، متوسط و ضعیف آبخیزداری انتخاب شدند. نمونه‌گیری دورن روستاها به شیوه تصادفی ساده بود. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسشنامه بود که روایی صوری و محتوایی آن بر اساس نظر کارشناسان محلی و اساتید دانشگاهی تأیید شد و پایایی آن از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برای سازه‌های مختلف تحقیق بین ۶۸/۰ تا ۹۶/۰ مورد تأیید قرار گرفت. نتایج آزمون t تک نمونه‌ای نشان داد که در گروه روستاهای با اقدامات آبخیزداری پیشرفته و متوسط سطح کیفیت زندگی کمتر از حد متوسط است. در حالی که در گروه روستاهای با اقدامات آبخیزداری ضعیف سطح کیفیت زندگی بیشتر از حد متوسط است. مولفه‌های چهارگانه کیفیت زندگی از طریق آزمون F مستقل بین سه گروه روستاها مقایسه شد. نتایج نشان داد که وضعیت مولفه اقتصادی و فیزیکی- کالبدی و محیطی-حفاظتی در روستاهای با اقدامات آبخیزداری ضعیف بهتر از دو گروه دیگر است. در حالی که نتایج ارزیابی مولفه اجتماعی نشان داد که وضعیت در روستاهای با اقدامات آبخیزداری پیشرفته بهتر از دو گروه دیگر است. نتایج این تحقیق بیانگر عدم تأثیر اجرای پروژه‌های بزرگ آبخیزداری با تأثیر بلندمدت بر کیفیت زندگی در نواحی روستایی است. به علاوه پروژه‌های کوچک بیولوژیکی که تأثیر عینی و محسوسی بر فعالیت‌های معیشیتی دارند بیشتر بر سطح کیفیت زندگی روستاییان تأثیر داشته است.
جمال محمدی، جابر علی زاده، حمزه رحیمی، توحید علی زاده، ناصر علی زاده،
دوره ۱۷، شماره ۶۰ - ( ۱۲-۱۳۹۶ )
چکیده

مقاله حاضر با هدف بررسی متغیرهای مؤثر بر رضایت مندی شهروندان از کیفیت محیط زندگی در مراکز تجاری- تاریخی کلانشهرها از دیدگاه ساکنین آن با نمونه موردی کلانشهرهای اصفهان و تبریز، به دنبال تبیین علمی تر و نگاه کارشناسانه تر بر عوامل کیفیت محیط می باشد. بر این اساس با توجه به مطالعه ادبیات نظری مربوط به کیفیت محیط، چارچوب مفهومی متشکل از عوامل شانزده گانه، برای بررسی تدوین و مبانی تحقیق و تحلیل قرار گرفته است. نوع پژوهش، از نظر هدف کاربردی و توسعه ای، از لحاظ روش انجام تحقیق، توصیفی- تحلیلی می باشد. ویژگی های سن، جنس، سطح تحصیلات، رضایت اقتصادی و وضعیت سلامت به عنوان ویژگی های فردی و مستقل در این راستا شناسایی شده اند، تا تأثیرشان بر رضایتمندی از کیفیت محیط زندگی و هریک از عوامل شانزده گانه آن به عنوان متغیرهای وابسته مورد تحلیل قرار گیرد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران با در نظر گرفتن فرضیه حداکثر ناهمگنی، برای مجموع دو محدوده مورد نظر ۷۶۸ محاسبه شد. به منظور تحلیل داده‌ها، روش‌های آماری نظیر توزیع فراوانی، آزمون تک نمونه ای T، ضریب همبستگی اسپیرمن، فی و کرامر به کار رفت که بدین منظور از نرم‌افزار SPSS استفاده شد. نتایج نشان می دهد که میزان رضایت شهروندان از کیفیت محیط در حد مطلوبی قرار ندارد. در ارتباط با میزان آزمون T تک نمونه ای در هر دو محدوده مورد بحث، تفاوت بگونه ای می باشد که حتی می توان از در نظر گرفتن اختلاف مقدار محاسبه شده (۰۱/۰) نیز صرف نظر کرد. به هر حال با توجه به تفاوت های جغرافیایی و فرهنگی نسبی بین ساکنین مرکز تجاری- تاریخی دو کلانشهر اصفهان و تبریز، علت این موضوع را می توان در تفاوت های فردی وابسته به صفات اجتماعی- اقتصادی بررسی کرد. نتایج این بررسی ها نشان می دهد که متغیر جنسیت و رضایت مالی شهروندان ساکن در مراکز تجاری- تاریخی در ادراک محیط آنان موثر است که در دو جامعه مورد اشاره مورد آزمون قرار گرفته و تأیید می شود. تأثیر میزان تحصیلات در ادراک محیطی ساکنین تنها در کلانشهر تبریز تأیید می شود.
مراد کاویانی راد، رضا رحیمی، حسین گوهرزادگان منش،
دوره ۱۸، شماره ۶۱ - ( ۳-۱۳۹۷ )
چکیده

زادبوم در جغرافیا از آن دست مفاهیم هویت مکانی است که به جمعیت ساکن در رویارویی با رخدادهایی که به نوعی با منافع و مصالح آن محدوده مربوط میشود کنش همسان می‌بخشد که از آن میان می‌توان به پدیده‌ی انتخابات و همگونی آرای زادبومی اشاره کرد. پدیده انتخابات مورد مطالعه علوم مختلف به ویژه جغرافیای سیاسی بوده است که در قالب آن به مطالعه‌ی الگوی توزیع فضایی قدرت در چهارچوب کنش متقابل قدرت انتخابات و فضا پرداخته می-شود و جستار زادبوم از مفاهیم اساسی این علم به شمار می‌رود. زادبوم از جمله عوامل اثر گذار در جهت‌دهی به پایگاه رأی‌آوری نامزدهای انتخاباتی است. در کشور ایران نیز داده‌ها و یافته‌های موجود نشان می‌دهند که بخشی از آرای نامزدهای انتخاباتی تابعی از آرای زادبوی بوده است. اوج این تأثیر را در دور نخست نهمین دوره ریاست جمهوری و تاثیر ضعیف آن را در یازدهمین دوره انتخابات می‌توان مشاهده کرد. پژوهش حاضر که ماهیتی توصیفی تحلیلی دارد و داده‌ها و اطلاعات مورد نیاز آن کتابخانه‌ای گردآوری شده بر این فرض استوار است که کارکرد آرای زادبوم تایعی از تحولات گفتمانی، همسنگی نامزدهای ریاست جمهوری و ناکارآمدی گفتمان حاکم است. نتیجه پژوهش حاضر نشان می‌دهد که نتایج یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بیشتر تابعی از مسائلی همچون تفرقه اصولگرایان، ناکارآمدی مدیریت ده‌ساله اصولگرایان، رویکرد فرازادبومی نامزدهای ریاست جمهوری بوده است.
مصطفی طالشی، حسن افراخته، محمدعلی رحیمی پور شیخانی نژاد،
دوره ۱۸، شماره ۶۱ - ( ۳-۱۳۹۷ )
چکیده

یکی از مهمترین عوامل موثر در ناپایداری سکونتگاه های روستایی در دهه های اخیر، تحولات ناشی از تغییر کاربری و پوشش زمین است. پایش الگوی پوشش زمین و شبیه سازی چگونگی تحولات آتی در طرح ریزی مدیریت منابع اکولوژیکی امری ضروری و حیاتی است. البته این موضوع در محیط طبیعی گیلان با توجه به شرایط جنگلی منحصربفرد، در پایداری سکونتگاههای روستایی نیز اهمیتی دوچندان دارد. در این پژوهش، تغییرات طبقات پوشش زمین نواحی روستایی در شرق گیلان(آستانه اشرفیه، سیاهکل، لاهیجان و لنگرود) به وسعت ۲۲۶۰ کیلومتر مربع در سه دوره زمانی پایش شده است. با بهره گیری از تصاویر TM-۱۹۸۹،  ETM-۲۰۰۰ و Land sat۸-۲۰۱۵ این پایش مورد پردازش قرار گرفت. بدین ترتیب ماتریس احتمال تغییرات طبقات پوشش های شش گانه شهری، شالیزار، باغات، منابع آبی، جنگل و فاقد پوشش برای پیش بینی تغییرات پوشش در سال ۲۰۳۰ میلادی(۱۴۰۹ شمسی)، مورد توجه قرارگرفت. در شبیه سازی و پیش بینی تغییرات پوششی نیز از مدل ترکیبی زنجیره مارکوف و سلولهای خودکار استفاده شده است. نتایج آشکارسازی تغییرات پوشش زمین در فاصله بین سالهای ۱۹۸۹(۱۳۶۸شمسی) تا ۲۰۱۵(۱۳۹۴ شمسی) نشان می دهد که مساحت پوشش های شالیزار، جنگل و فاقد پوشش کاهش یافته و مساحت پوشش های شهری و باغات افزایش پیدا کرده است. با توجه به روند یابی صورت گرفته؛ در صورتیکه در سیاست گذاری حفاظت از منابع، اقدامات اساسی صورت نپذیرد، ناپایداری سکونتگاه های روستایی تشدید می یابد. نتایج شبیه سازی در آینده نیز این موضوع را تایید می نماید زیرا ارزیابی ها نیز نشان می دهد که در سال۲۰۳۰ (۱۴۰۹ شمسی)، کاهش ۸۰۰۰ هکتاری پوشش شالیزار و افزایش ۵۳۰۰ هکتاری پوشش شهری و ۴۵۰۰ هکتاری پوشش باغات را شاهد خواهیم بود .


مجتبی رحیمی شهید، فریبا کارگران، نیما رحیمی،
دوره ۱۸، شماره ۶۴ - ( ۱۲-۱۳۹۷ )
چکیده

در ساختگاه سدها تشخیص طرح لرزه‌ای جهت پیش‌گویی خطر زمین­لرزه و همچنین پیش‌بینی خسارت وارده از طریق زمین‌لرزه به‌منظور جلوگیری از این فاجعه بسیار قابل اهمیت می‌باشد. برای ایمن‌سازی سد در برابر زمین‌لرزه در محاسباتی که برای طراحی سد استفاده می‌شود بدون توجه به شرایط زمین ساختگاه سد، شدت زمین‌لرزه از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. با توجه به اهمیت ساختگاه سد مطالعات لرزه‌نگاری و تعیین گسل‌های فعال بسیار ضروری می‌باشد. در مقاله حاضر ارزیابی خطر زمین‌لرزه و پهنه­بندی لرزه‌ای در ساختگاه سد شهید و نواحی مجاور آن به روش احتمالاتی صورت گرفته است. در این مطالعه نقشه ۱:۱۰۰۰۰۰ یاسوج جهت بررسی لرزه‌زمین‌ساخت و خطر لرزه‌ای منطقه انتخاب گردید. زمین‌لرزه‌های دستگاهی و تاریخی در شعاع ۲۶ کیلومتری سد شهید گردآوری گردید. منطقه موردمطالعه در زون زاگرس مرتفع قرار گرفته است. به کمک تصاویر ماهواره‌ای، اطلاعات زمین‌لرزه‌های تاریخی و دستگاهی، نقشه‌های زمین‌شناسی، تکتونیکی و مغناطیس هوایی، نقشه پهنه­بندی خطر زمین­لرزه برای منطقه مورد مطالعه تهیه شد. بر اساس این نقشه، ساختگاه سد شهید در منطقه­ای با خطر خیلی زیاد قرار می­گیرد. تحلیل خطر لرزه­ای گستره موردمطالعه با استفاده از روش مقدماتی گوتنبرگ – ریشتر احتمال رخداد زمین­لرزه­های با بزرگی ۵، ۵/۵ و ۶ ریشتر را در منطقه در ۱۰۰ سال آینده ۱۰۰% و زمین­لرزه­های با بزرگی ۵/۷ ریشتر را کم­تر از ۷۶/۶۱% پیش­بینی کرده است. درنهایت جهت مطالعه روند و سرشت لرزه­خیزی در گستره نزدیک به ساختگاه سد، پیشنهاد‌هایی کاربردی ارائه گردیده است.


هاجر مارابی، حمید رحیمی، دکتر آئیژ عزمی،
دوره ۱۹، شماره ۶۵ - ( ۳-۱۳۹۸ )
چکیده

پراکنش نقاط روستایی به علل متعددی وابسته است که از آن جمله می توان به نقش خصوصیات کمی ژئوهیدرولوژی اشاره نمود که موضوع این تحقیق است. تحقیق در استان کرمانشاه صورت گرفته است. در این تحقیق در وهله نخست با توجه به معادله ارائه شده، تراکم هسته­ای با دقت ۲۰۰×۲۰۰ متر ایجاد شد. سپس مطالعات خصوصیات و شاخص­های کمی ژئوهیدرولوژی استان از قبیل شاخص ناهمگنی، شاخص رطوبت توپوگرافی (TWI)، ارتفاع، شیب، جهت شیب، تراکم آبراهه، تراکم درجه آبراهه، فاصله از خط الرأس­ها، شاخص تراکم جریان، شاخص موقعیت توپوگرافی (TPI)، شاخص نسبت زبری زمین (SRR) و شاخص آمیختگی توپوگرافی (CTI) محاسبه گردید. برای تعیین نتایج از همبستگی پیرسون و سنجش وایازش خطی میان داده­های ژئوهیدرولوژی پارامتریک با مقادیر تراکم روستاها و از وایازش ناپارامتریک برای دیگر عوامل ژئوهیدرولوژی ناپارامتری استفاده و سپس نوع الگوی روستاها در مورد هریک از عوامل یادشده از طریق شاخص خود همبستگی موران تعیین شد. نتایج بیانگر این بوده است که بیشترین تراکم نقاط روستایی در جهت­ شیب غربی واقع شده و به لحاظ مورفومتری زمین، در مناطق مسطح استقرارگاه­های روستاییان بنا شده است. در مورد چینش و الگوی پراکنش نقاط روستایی در استان کرمانشاه به ترتیب تراکم درجه آبراهه، ارتفاع، تراکم آبراهه، ناهمگنی، شیب، فاصله از خط الراس، TPI، SRR، TWI و CTI اثرگذار بوده­ است. با مطالعه نوع ارتباط، رابطه منفی عوامل شیب، ارتفاع، موقعیت توپوگرافی و ناهمگنی و رابطه مثبت تراکم آبراهه، تراکم درجه آبراهه، فاصله از خط الراس، TWI و CTI بر تراکم استقرارگاه­های روستایی به صورت معنادار تاثیرگذار بوده است.


ابوالفضل قنبری، آرزو رحیمی، طاهره السادات موسوی،
دوره ۲۰، شماره ۶۹ - ( ۳-۱۳۹۹ )
چکیده

فعالیت­های بشر اغلب تأثیرات ناسازگاری بر سیماهای سرزمین و اکوسیستم­ها می­گذارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تغییرات کاربری اراضی بر اساس تجزیه و تحلیل متریک­های سیمای سرزمین با استفاده از سنجش از دور و GIS در شهرستان میاندوآب انجام شد. به همین منظور ابتدا تصاویر اسپات و سنتینل با قدرت تفکیک ۱۰ متر مربوط به سال­های ۲۰۰۵ و ۲۰۱۷ تهیه گردید و پس از انجام پیش‌پردازش و تصحیحات رادیومتریک در محیط نرم‌افزار ENVI ۵,۱ با استفاده از الگوریتم شبکه عصبی مصنوعی اقدام به طبقه‌بندی تصاویر گردید. لازم به ذکر است با استفاده از این الگوریتم ۷ کلاس (پهنه­های آبی، شوره‌زار، مراتع، اراضی باغی، کشاورزی، بایر و انسان ساخت) استخراج شدند؛ و در نهایت پس از صحت‌سنجی نتایج به دست آمده تغییرات به وجود آمده محاسبه گشته و با استفاده از نرم­افزار FRAGSTAT، متریک­های سیمای سرزمین در جهت کمی­سازی تغییرات ساختاری محاسبه شد. تحلیل نتایج نشان داد که در بازه ۱۲ سال اراضی انسان ساخت (km۲ ۳۷/۲۸) و باغات (km۲ ۶۱/۱۴۳) به همراه شوره‌زارها (km۲ ۵۳/۲) در منطقه مورد مطالعه افزایش داشته و سایر کاربری‌ها کاهش را دارند و متریک CA نیز همین تغییرات را نشان می­دهد. بررسی متریک تعداد لکه نیز نشان داد که کاربری‌های موجود در شهرستان در حالت ناپایدار می­باشند بطوریکه اراضی باغی از ۱۶۱۱ لکه در سال ۲۰۰۵ به ۴۹۱۲ لکه در سال ۲۰۱۷ افزایش داشته است سایر کاربری­ها نیز افزایش مشابهی داشته­اند. با مقایسه و بررسی یافته­ها و متریک­های بدست آمده می­توان گفت که وضعیت ساختار سیمای سرزمین شهرستان میاندوآب در شرایط فعلی، به دلیل تخریب و استفاده نادرست از منابع به صورت اختلالی بوده و بیانگر روند توسعه تخریب در این منطقه می­باشد. یافته‌های این تحقیق بر لزوم توجه بیشتر به بهره‌برداری پایدار از سرزمین و جلوگیری از تخریب آن در این شهرستان تأکید دارد.
 
محمد شوکتی آمقانی، جواد قاسمی، مسلم سواری، علیرضا رحیمی،
دوره ۲۲، شماره ۷۹ - ( ۹-۱۴۰۱ )
چکیده

مناطق روستایی از منابع طبیعی، فرهنگی و تاریخی بسیاری برخوردارند، با این وجود روستاییان با مشکلات بسیاری از قبیل کمبود درآمد، بیکاری و کیفیت پایین خدمات اجتماعی مواجه اند. در این بین، گردشگری روستایی میتواند فرصت‌های کلیدی مهمی بعنوان یک منبع درآمد جایگزین ومکمل برای خانوارهای روستایی فراهم آورد. هدف این تحقیق بررسی پیامدهای توسعه گردشگری در روستای آق گنبد شهرستان اسکو بود. جامعه آماری این تحقیق را 550 نفر از ساکنان این روستا تشکیل می‌داد که بر اساس جدول کرجسی- مورگان، از بین آنها، 240 نفر با استفاده از روش نمونه‏گیری تصادفی ساده به‌عنوان نمونه‌ انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه‌ای بود که روایی آن با نظر پانل متخصصان مورد تأیید قرار گرفت و برای تعیین پایایی ابزار تحقیق نیز از آلفای کرونباخ استفاده شد که ضرایب محاسبه شده برای مقیاس‌های اصلی پرسشنامه یعنی پیامدهای مثبت و منفی توسعه گردشگری روستایی بین 72/0 تا 89/0 به‌دست آمد که قابل‌قبول بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهایSPSS وLISREL تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌های تحقیق نشان داد که اهمیت چهار عامل بررسی شده در قالب مدل مفهومی تحقیق، بر اساس داده‌های میدانی مورد تائید قرار گرفت (برازش مدل) و این عامل‌ها شامل: اقتصادی، زیرساختی، اجتماعی و فرهنگی - آموزشی با تبیین 99/67 درصد از واریانس کل، به ترتیب اولویت‌های اول تا چهارم را در تبیین پیامدهای مثبت توسعه فعالیت‌های گردشگری روستایی و عامل‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و محیط‌زیستی با تبیین 82/57 درصد از واریانس کل، به ترتیب اولویت‌های اول تا چهارم را در تبیین پیامدهای منفی توسعه فعالیت‌های گردشگری روستایی کسب نمودند.

حمزه رحیمی، سید هدایت ا... نوری، سید ابوالفضل مسعودیان،
دوره 22، شماره 80 - ( 11-1401 )
چکیده

پوشش گیاهی نقش اساسی در ثبات اکوسیستم­های منطقه­ای و جهانی دارد. تغییر در جذب کربن خالص زمینی در واقع تحت تأثیر متغیر بهره­­وری از پوشش گیاهی است. تغییر در پوشش گیاهی نتیجه ترکیب شرایط محیطی و فعالیت­های انسانی است. هدف این پژوهش پایش روند تغییرات شاخص پوشش گیاهی در شهرستان نجف­آباد با استفاده از تصاویر سری زمانی و من- کندال است. در این پژوهش از داده­های 16 روزه نمایه تفاضل بهنجار شده پوشش گیاهی (NDVI) مودیس آکوا در فاصله زمانی 1381 تا 1397 با تفکیک مکانی 500 متر استفاده شده است. از آزمون من- کندال برای بررسی روند نمایه یادشده در شهرستان نجف­آباد استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که در دوره اول (91-81) روند میزان پوشش گیاهی آهنگی ملایم و افزایشی را داراست. اوج میزان افزایش در پوشش گیاهی. 84 تا 86 است. ازسال 91 تا 94 روند کاهشی افزایشی به شکل یکسان خودنمایی می­کند تا اینکه از سال 94 تا 97 شاهد روند شدید کاهشی و یکباره درمیزان پوشش گیاهی این منطقه می­باشیم، تغییرات یکباره کاربری اراضی و نوسانات اقلیمی و خشکسالی را می­توان یکی از دلایل اصلی روند کاهشی در میزان پوشش گیاهی شهرستان نجف­آباد در نظر گرفت. بیشترین روند کاهش پوشش گیاهی در مناطق جنوب و جنوب شرقی به عنوان مناطق شهری رخ داده است، این روند می­تواند نشان دهنده رشد بالای شهری و تغییر کاربری اراضی از پوشش گیاهی به ساخت و ساز در این شهرستان باشد. همچنین کشت آبی در شهرستان در طول دوره مطالعه با کاهش شدید مواجه شده است، این مسئله منجر به تغییر کاربری اراضی از کشت آبی به کاربری­های دیگر شده است.پوشش گیاهی نقش اساسی در ثبات اکوسیستم­های منطقه­ای و جهانی دارد. تغییر در جذب کربن خالص زمینی در واقع تحت تأثیر متغیر بهره­­وری از پوشش گیاهی است. تغییر در پوشش گیاهی نتیجه ترکیب شرایط محیطی و فعالیت­های انسانی است. هدف این پژوهش پایش روند تغییرات شاخص پوشش گیاهی در شهرستان نجف­آباد با استفاده از تصاویر سری زمانی و من- کندال است. در این پژوهش از داده­های 16 روزه نمایه تفاضل بهنجار شده پوشش گیاهی (NDVI) مودیس آکوا در فاصله زمانی 1381 تا 1397 با تفکیک مکانی 500 متر استفاده شده است. از آزمون من- کندال برای بررسی روند نمایه یادشده در شهرستان نجف­آباد استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که در دوره اول (91-81) روند میزان پوشش گیاهی آهنگی ملایم و افزایشی را داراست. اوج میزان افزایش در پوشش گیاهی. 84 تا 86 است. ازسال 91 تا 94 روند کاهشی افزایشی به شکل یکسان خودنمایی می­کند تا اینکه از سال 94 تا 97 شاهد روند شدید کاهشی و یکباره درمیزان پوشش گیاهی این منطقه می­باشیم، تغییرات یکباره کاربری اراضی و نوسانات اقلیمی و خشکسالی را می­توان یکی از دلایل اصلی روند کاهشی در میزان پوشش گیاهی شهرستان نجف­آباد در نظر گرفت. بیشترین روند کاهش پوشش گیاهی در مناطق جنوب و جنوب شرقی به عنوان مناطق شهری رخ داده است، این روند می­تواند نشان دهنده رشد بالای شهری و تغییر کاربری اراضی از پوشش گیاهی به ساخت و ساز در این شهرستان باشد. همچنین کشت آبی در شهرستان در طول دوره مطالعه با کاهش شدید مواجه شده است، این مسئله منجر به تغییر کاربری اراضی از کشت آبی به کاربری­های دیگر شده است.

صفحه 1 از 1     

فضای جغرافیایی Geographic Space
Persian site map - English site map - Created in 0.43 seconds with 45 queries by YEKTAWEB 4657