محمد نوری ده بزرگ، محمد تقی رضویان، مرتضی قورچی،
دوره ۱۹، شماره ۶۷ - ( ۹-۱۳۹۸ )
چکیده
کیفیت زندگی یکی از عواملی است که امروزه در مطالعات شهری جایگاه ویژهای دارد. تلاش در جهت بالا بردن کیفیت زندگی و رضایتمندی از آن در عرصه بافتهای ناکارآمد شهری بهویژه در کلانشهرها به دلیل اینکه با معضلی به نام فرسودگی روبرو گشتهاند و این معضل باعث آسیبپذیری و نارضایتی شدید از سطح کیفیت زندگی در این بافتها گردیده است، اکنون به یک اضطرار و ضرورت تبدیل گشته است. بنابراین در این مقاله ، هدف شناسایی و سنجش میزان تأثیرگذاری مؤلفههای مؤثر بر کیفیت زندگی در بافتهای ناکارآمد منطقه ۱۲ شهر تهران در راستای تقویت و افزایش سطح کیفیت محیط زندگی در این بافتها است. بر این اساس مبنای سنجش کیفیت زندگی در بافت ناکارآمد منطقه ۱۲ شهر تهران، معیار رضایتمندی از کیفیت زندگی در این بافتها از دیدگاه ساکنین است. برای سنجش میزان اثرگذاری مؤلفههای مؤثر بر کیفیت زندگی از روشهای آماری نظیر آزمون T، رگرسیون چند متغیره و روش تحلیل مسیر (Path analysis) استفادهشده است. روش این پژوهش، ازلحاظ هدف «کاربردی» و ازنظر روش مطالعه «توصیفی- تحلیلی» است و جمعآوری اطلاعات و دادهها به دو صورت اسنادی- پیمایشی و قیاسی- استقرایی است. حجم نمونه موردمطالعه در این پژوهش با توجه به جمعیت بافت ناکارآمد منطقه ۱۲ شهر تهران و با استفاده از فرمول کوکران ۳۸۴ نفر بهدستآمده است و روایی مؤلفه های پرسشنامه توسط تعدادی از کارشناسان و اعضای هیئتعلمی دانشگاه مورد تأیید قرار گرفت و همچنین برای بررسی پایایی ابزار تحقیق نیز از روش انجام پیشآزمون و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است که این ضریب برای مجموع شاخص های پرسشنامه ۷۹۱/۰ محاسبه شد که نشان دهنده پایایی مناسب و قابل قبول ابزار پرسشنامه است و اعتبار سازه ای آن با تحلیل عاملی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که وضعیت رضایت از مؤلفه های مسکن، کالبدی- فیزیکی، اجتماعی، اقتصادی، حمل و نقل، محیطی و خدماتی معنادار بوده و نشان از سطح پایین کیفیت در این شاخص ها دارد. به نحوی که عامل مسکن، کالبدی، محیطی و اقتصادی بیشترین تأثیر را در میزان رضایتمندی از کیفیت زندگی بافت ناکارآمد منطقه ۱۲ شهر تهران دارا هستند.
محمد نوری ده بزرگ، محمد تقی رضویان، مرتضی قورچی،
دوره ۲۱، شماره ۷۴ - ( ۵-۱۴۰۰ )
چکیده
یکی از رویکردهای نوین در مطالعات مسکن، سنجش ابعاد مختلف مسکن در قالب شاخصهای پایداری است. بنابراین هدف اصلی پژوهش، تبیین اثرات مؤلفههای پایداری بر کارآیی مسکن اجتماعی است که برای دستیابی به اهداف، ترکیبی از روشهای توصیفی- تحلیلی و علّی مورد استفاده قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش مسکن مهر شهر پرند است که ۳۸۲ نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار اصلی پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته است. با پردازش اولیه محتوای پرسشنامه و دسته بندی موضوعی آن، متغیرهای مشاهده شده برای پنج مؤلفه سازنده پایداری بدست آمد. توصیف اولیه متغیرها بیانگر پایین تر بودن میانگین تمامی آن ها از حدّ متوسط پایداری و ضعف کارآیی از نظر مؤلفه های پایداری بود. پنج مدل تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول برای اندازه گیری پنج زیرمقیاس سنجش میزان کارآیی مسکن تدوین واعتبار سنجی شد. نهایتاً چگونگی نقش و تأثیر متغیرهای مشاهده شده و مؤلفه های پنج گانه حاصل از آن ها بر سنجش کارآیی مسکن اجتماعی، به عنوان متغیر وابسته پنهان اصلی، و روابط بین آن ها به کمک یک مدل ساختاری تحلیل عاملی تأییدی پنج عاملی مرتبه دوم تحلیل شد. با توجه به اثرهای کلی و ضرایب مسیر نهایی، نتایج حاکی از آن است که با حذف اثرهای خطاهای اندازه گیری در رویکرد معادلات ساختاری، ارزیابی میزان کارآیی مسکن اجتماعی به ترتیب متأثر از مؤلفه های زیست محیطی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و کالبدی – فیزیکی است که تا اندازه ای با نتایج حاصل از توصیف متغیرهای مشاهده شده خام متفاوت است. اعتبار سنجی درونی زیر مقیاس های پنج گانه و مقایسه آن ها با نتایج نهایی بیانگر آن است که تأثیرات غیر مستقیم و نهایی متغیرهای مشاهده شده بر سنجش میزان کارآیی مسکن اجتماعی بیش از میزان اعتبار مدل های اندازه گیری ناشی از ماهیت آن ها و نقشی است که در کارآیی مسکن اجتماعی دارند.