حاشیهنشینی صرفاً مسألهای کالبدی-فیزیکی نبوده و از عوامل ساختاری در سطح ملی و منطقهای ناشی میشود. رشد فزاینده جمعیت شهری، توان سازمانهای دولتی و غیردولتی را در جهت توسعه و ارائه خدمات و تسهیلات شهری کاهش داده و برآورده نشدن نیازهای مسکن بهمنظور اسکان اقشار کمدرآمد در فضای رسمی و برنامهریزیشده شهر، حاشیهنشینی را به گونه بیسابقهای افزایش داده است. مطالعه حاضر بر آن است که با شناسایی و بررسی علل و عوامل موثر در شکلگیری این پدیده با استفاده برنامهریزی استراتژیک به تدوین استراتژیهای کارآمد در جهت بهبود شرایط بپردازد. بر این اساس عوامل داخلی و خارجی تاثیرگذار بر محله دیگاله شهر ارومیه که از محلات با هویت شهر محسوب میشود، شناسایی و تحلیل شدند. روش تحقیق در این مقاله از نوع توصیفی و تحلیلی بوده و در آن از روش پیمایش، ابزار پرسشنامه، مدلهای سوات (SWOT) و تحلیل سلسلهمراتبی و تکنیکهای آماری مختلف در جهت ارائه استراتژیهای بهینه بهره گرفته شده است. نتایج حاصله حاکی از آن است که محدوده با وجود قدمت طولانی و هویتمندی بالا از نظر نقاط ضعف از آسیبپذیری بالایی برخوردار بوده و در عین حال از پتانسیلهای بالقوهای جهت رسیدن به کمال مطلوب را داراست.