بهمن هادیلی، محمدحسین حسینی، داریوش ظفری،
دوره ۱۴، شماره ۴۵ - ( ۳-۱۳۹۳ )
چکیده
نگرش قطبی به توسعه در گذشته و عدم توجه به توزیع فضایی امکانات و زیرساختها در زمینههای مختلف و در تناسب با قابلیتهای خاص هر منطقه، چهره کنونی شهرهای مرکزی را شکل داده است. از طرف دیگر به سبب مسائلی از قبیل صرفه جوییهای ناشی از مقیاس امکان توجه و ارائه خدمات و امکانات به هر یک از نقاط روستایی در عمل غیرممکن است که باعث تشدید روابط نواحی روستایی اطراف با شهر مرکزی برای رفع نیازهای اقتصادی، اجتماعی و خدماتی خواهد شد. در پژوهش حاضر سعی شده است تا جایگاه و نقش ناحیه پیرامونی شهر را در ارتباط با شهر و توسعه آن تبیین کرده و با استفاده از توانهای محیطی، اقتصادی، اجتماعی و کالبدی راهکارهایی ارائه شود که منجر به ارتباط سالم نواحی پیرامونی با شهر شبستر گردد به طوری که دو گانگی شهر و نقاط روستایی پیرامون آن از بین برود. روش تحقیق در این پژوهش پیمایشی است که با استفاده از مدلSWOT در پی شناخت وضع موجود، شناخت عملکردها، تعاملات و همچنین امکانات و محدودیتهای شهر شبستر و ناحیه پیرامونی آن است. نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل دادهها نشاندهنده نقش نواحی پیرامونی در توسعه شهر شبستر بوده است.
صادق برزگر، اسدالله دیوسالار، زهره فنی، اسماعیل صفرعلی زاده،
دوره ۱۸، شماره ۶۱ - ( ۳-۱۳۹۷ )
چکیده
امروزه توسعه پایدار به عنوان مفهومی بسط یافته و نهادینه شده، به چارچوب کلی و جامعی برای شناخت و تحلیل مسائل پیش روی شهرها تبدیل شده است. در این میان شهرهای کوچک به عنوان نظام های جغرافیایی، متأثر از عوامل و نیروهای فضاساز در یک فرآیند زمانی- مکانی به وجود آمده و همواره تحت تأثیر فرآیند های درونی و بیرونی(اجتماعی، اقتصادی، محیطی و کالبدی) در حال تغییر و تحول اند. این شهرها به عنوان حلقه حیاتی و تفکیک ناپذیری از نظام سکونتگاهی در سطوح ملی، منطقه ای و محلی و متشکل از اجزاء مرتبط به هم هستند که توسعه پایدار آنها، منجر به توسعه پایدار محلی و منطقه ای خواهد شد. لذا توسعه پایدار شهرهای کوچک، فرایندی مهم و رویکردی اساسی است که ضرورت و چارچوب اصلی مطالعه حاضر را شکل داده است. در این راستا مفهوم پایداری کالبدی در چارچوب مبحث پایداری شهرهای کوچک، بیانگر تعادل و پوپایی این سکونتگاههای کوچک در ارتباط با ساختارهای کالبدی- فضایی است، به طوری که متضمن پایداری سکونتگاه در روندهای مکانی- زمانی گردد. پس میتوان آن را فرآیندی از تغییر و تحولات، با هدف بهبود و ارتقای کمی و کیفی ساختار کالبدی این شهرها دانست. در این میان شناسایی و تقویت شاخص های پایداری کالبدی که به دنبال ارتقای کیفیت فیزیکی سکونتگاههای انسانی و محیط های زندگی و کار تمام مردم بویژه قشرهای ضعیف مردم، در مسیر رسیدن به پایداری است از اهمیت بسزایی برخوردار است. لذا این پژوهش با هدف شناخت و تبیین روند تحولات توسعه در ساختار کالبدی-زیرساختی شهرهای کوچک، به بسط مفهومی-کارکردی اهمیت و جایگاه شاخص های کالبدی در در پایداری شهرهای کوچک استان مازندران خواهد پرداخت. برای تجزیه و تحلیل دادهها از مدل بارومتر پایداری و رادار استفاده شده است. جامعهی آماری در این تحقیق شامل شهرهای کوچک استان مازندران است. یافته های تحقیق نشان میدهد که تنها مولفه یکپارچگی کارکردی در شهرهای کوچک مورد مطالعه در شرایط پایداری متوسط قرار داشته و مولفه های کیفیت مکان و امکانات مکان از سطح پایداری ضعیفی برخوردارند. بطور کلی نتایج نشان دهنده ناپایداری کالبدی شهرهای کوچک مورد مطالعه است.