تحلیل فضایی اثرات گردشگری دریایی و ساحلی، ابزاری کلیدی برای شناسایی پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و زیستمحیطی این فعالیتها در مناطق پیرامونی و طراحی راهبردهای متوازن توسعه به شمار میرود. هدف پژوهش حاضر، تحلیل فضایی اثرات گردشگری دریایی و ساحلی بر شاخصهای پایداری مناطق پیرامون شهرستان چابهار است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت آمیخته (کمّی-کیفی) است که به روش پیمایشی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. گردآوری دادهها به دو شیوه اسنادی-کتابخانهای و میدانی (پرسشنامه و مشاهده) صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش را ساکنان شهرستان چابهار (۲۳۶٬۲۰۰ نفر) تشکیل میدهند که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۳۸۴ نفر برآورد شد. برای تحلیل دادهها از آزمون تی تکنمونهای، همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی تأییدی در نرمافزارهای SPSS و AMOS، از تحلیل فضایی مبتنی بر تصاویر ماهوارهای (RS)، سامانه اطلاعات جغرافیایی (ArcGIS) و الگوریتم جنگل تصادفی (Random Forest) برای سنجش توزیع کالبدی خدمات، و از ماتریس ایرانی (نسخه اصلاحشده ماتریس لئوپولد) برای ارزیابی اثرات زیستمحیطی استفاده شد. یافتهها نشان داد گردشگری دریایی و ساحلی تأثیر مثبت و معناداری بر رونق اقتصادی (ضریب همبستگی تا ۰٫۶۳۳) و شاخصهای اجتماعی (میانگین مشارکت ۳٫۸۰) مناطق پیرامون داشته است، اما توسعه کالبدی بهشدت نامتوازن و متمرکز بر نوار ساحلی بوده است؛ بهطوریکه ۹۲ درصد ساختوسازهای عمرانی یک دهه اخیر در فاصله ۵ کیلومتری ساحل رخ داده و ضریب جینی نابرابری دسترسی به ۰٫۶۸ و شاخص موران خودهمبستگی فضایی به ۰٫۸۲ رسیده است؛ در نتیجه ۴۷ روستا از دسترسی مطلوب به خدمات پایه محروم ماندهاند. ارزیابی زیستمحیطی نیز میانگین اثر منفی ۱٫۳- را نشان داد که بیانگر ضرورت بازنگری اساسی در سیاستهای توسعه ساحلی است. بر این اساس، اتخاذ رویکرد عدالت فضایی در تخصیص منابع، ایجاد قطبهای رشد ثانویه در پهنههای داخلی شهرستان و اجرای تمهیدات زیستمحیطی، برای دستیابی به توسعه پایدار گردشگری دریایی و ساحلی چابهار ضروری است.