سازند آسماری (الیگوسن–میوسن پیشین) مهمترین سنگمخزن کربناته حوضه زاگرس و یکی از پرتولیدترین مخازن هیدروکربنی جهان است؛ از اینرو شناخت دقیق ریزرخسارهها، محیط رسوبی و چارچوب چینهنگاری سکانسی آن در هر برش، هم ارزش بنیادی و هم کاربرد مخزنی دارد. در پژوهش حاضر یک برش پیوسته به ضخامت ۵۶۸ متر از سازند آسماری در یال تاقدیس توکاک — واقع در ۱۵ کیلومتری شمالباختری شهرستان ایذه در پهنه ساختاری ایذه (کمربند چینخورده–رانده زاگرس) — بهروش نمونهبرداری سیستماتیک و چینهشناسی و با فواصل منظم ۲ متری برداشت شد و در مجموع ۲۶۳ نمونه سنگی مورد بررسی سنگنگاری و فسیلشناسی قرار گرفت. بر پایه بافت رسوبی (طبقهبندی Dunham, 1962؛ Embry & Klovan, 1971) و اجتماعات زیستی، پنج ریزرخساره اصلی (MF1 تا MF5) شناسایی و به چهار محیط رسوبی اصلی — لاگون، شول، دریای باز کمعمق (رمپ میانی) و دریای عمیق (رمپ خارجی) — بههمراه یک زیرمحیط رخسارههای جریانی/طوفانی (تمپستایت) تفکیک شدند. نبودِ کامل شواهد پهنه جزرومدی و رخسارههای تبخیری، همراه با گذارِ تدریجی و پیوسته کمربندهای رخسارهای، نشان میدهد که این توالی بر روی یک رمپ کربناته هموکلینال (Homoclinal Ramp) و در شرایط دریای باز و بدون سدِّ مؤثر نهشته شده است. حضور پیوسته Borelis melo از ژرفای ۵۶۲ تا ۱ متری، سنِ بوردیگالین را برای کل توالی مسجّل میکند و کل برش را میتوان بهصورت یک سکانس رسوبی رده سوم کامل تفسیر کرد که از یک دسته رخساره پیشرونده (TST) با روند ژرفشونده بهسوی سطح حداکثر غرقابی (MFS) و سپس یک دسته رخساره تراز بالا (HST) با روند کمعمقشونده تشکیل شده است. رخسارههای تمپستایتی در بخش پیشرونده سکانس، گویای رخدادهای طوفانی پرانرژی و انتقال آوارهای اسکلتی از رمپ داخلی به رمپ میانی–خارجی هستند. یافتههای این برش با الگوی ناحیهای شناختهشده برای بخش بوردیگالین سازند آسماری در پهنه ایذه و فروافتادگی دزفول همخوانی دارد و بر تسلط رمپ کربناته کمشیب در زمان نهشت آسماری فوقانی تأکید میکند.