پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل هوش رهبری استراتژیک برای اجرای راهبردهای بازاریابی پایدار در سازمانهای عراقی انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-همبستگی و پیمایشی است که با رویکرد کمی و منطق قیاسی اجرا شد؛ با این حال، برای استخراج اولیه ابعاد و مؤلفهها از مرحله کیفی و نظر خبرگان نیز استفاده شد. در بخش کیفی، 20 نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران ارشد عراقی با روش نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی انتخاب شدند و دادهها تا اشباع نظری از طریق مصاحبه گردآوری شد. در بخش کمی نیز 215 پرسشنامه سالم از مدیران و کارشناسان ارشد سازمانهای فعال در بخشهای تولیدی، خدماتی، بازرگانی و صنعتی عراق، بهویژه در شهرهای بغداد، بصره و اربیل، با روش نمونهگیری تصادفی طبقهبندیشده جمعآوری شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه ساختاریافته با مقیاس پنجدرجهای لیکرت بود. روایی ابزار از طریق روایی صوری، محتوایی، تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و پایایی آن با آلفای کرونباخ و شاخصهای مرتبط تأیید شد. دادهها با استفاده از SPSS و مدلیابی معادلات ساختاری در SmartPLS/AMOS/LISREL تحلیل شدند. یافتههای بخش کیفی نشان داد که هوش رهبری استراتژیک در قالب چهار بعد اصلی شامل هوش چشمانداز، هوش انطباقی، هوش ذینفعان و هوش تصمیمگیری پایدار، پدیده محوری اجرای راهبردهای بازاریابی پایدار در محیط کسبوکار عراق است. همچنین، شرایط علّی، زمینهای و مداخلهگر و نیز راهبردها و پیامدهای مرتبط با این پدیده در قالب یک مدل پارادایمیک شناسایی شدند. در بخش کمی، نتایج آزمون فرضیات نشان داد که تمامی روابط مدل معنادار و مثبت هستند؛ بهگونهای که پدیده محوری بیشترین اثر را بر راهبردها با ضریب مسیر 0.81 داشت و راهبردها نیز بر پیامدها با ضریب 0.72 اثر مثبت و معنادار نشان دادند. همچنین، شاخصهای برازش و بارهای عاملی، اعتبار مناسب مدل اندازهگیری و ساختاری را تأیید کردند. در مجموع، نتایج پژوهش نشان داد که هوش رهبری استراتژیک یکی از پیشنیازهای اساسی اجرای موفق راهبردهای بازاریابی پایدار در سازمانهای عراقی است و توسعه این قابلیت میتواند به ارتقای رقابتپذیری پایدار، خلق ارزش بلندمدت و تقویت اعتماد ذینفعان منجر شود.